درد دل
يکي نبود ولي يدونه کوهورت بود با دو تا دونه نماينده
يدونه پسر, يدونه دختر. آقا پسره خط مقدم رو ساپورت ميکرد ولي دختر خانومه پشت جبهه رو اداره ميکرد و وظيفه سنگين نظريه پردازي رو به عهده داشت
قصه از اينجا شروع ميشه که اين دو شخص دوست داشتني به جاي نمايندگي ميخواستند رياست کنند اما يکيشون بيشتر ميخواست رياست کنه
اول ميخواستن دو تايي به زور يک سازمان تشکيل بدن و توقع داشتن که همگي با آغوش باز بپذيرن. اما از اونجايي که احتمالا بقيه آدمها هم فکر ميکنن و داراي نظر هستن (البته اين دو عزيز اين نکته رو فراموش کرده بودن) سازمان يک آشه شله قلمکاري شد که فقط کاربرد متلک گفتن پيدا کرده بود تا جاييکه يکي از دوستان بلافاصله بعد از فرار کردن از دست عزراييل پيشنهاد اضافه کردن گروه نجات غريقو به اين سازمان داد. خداييش با حال نيست؟
از کرامات بعدي اين دوستان بر عهده گرفتن وظيفه سنگين گروه بندي کوهورت در کلاس اوماي عزيز بود. البته اين دوستان از سر دلسوزي به اين نتيجه رسيدن که اصولا بچه ها نمي تونن خودشون گروه بندي کنن و مشکلات گروه بندي رو حل کنن. ولي ي رازي هنوز کشف نشده که اصولا چرا اومايي که تجربه پنج تا کوهورته داره و در همه اينها دوستان خودشون گروه بندي ميکردن, یهوتصميم ميگيره که اين کارو به اين عزيزان بده؟ خدا قوت
از زحمات بعدي تعيين تاريخ امتحانه درس "او بی" بود که انصافا با تعيين يک تاريخه خوب که همه متفق القول بودن کلهم .... شد به تعطيلات عيد همگي. ظريفي ميگفت آخه اين خانومه نماينده تو چند تا عيد درس خونده که اين دوميش باشه؟!!!!!!! و....نمیدونم
اما آخرين و قشنگترين قسمت مربوط ميشه به تشکيل کلاسهاي کانادا اونم تنها براي 13 نفر که در اين امر مهم خانومه نماينده تنها قبول مسئوليت نموده است. از قضاي روزگار اين خانم که حسه رياستشون بار ديگه گل کرده به وينود اطلاع دادن که تمامي 13 نفر با کمال ميل در اين کلاسها شرکت خواهند کرد. البته در اين قسمت قصه طرفه صحبتم با بقيه دوستانم هست. شايد بهتر بود که حالا شما که در حداقل قرار دارين حاضر ميشدين تا کل کلاسها ايران برگزار ميشد تا ميتونستيم تو تابستون 1-2 تا کلاس برگزار ميکرديم و فشار کاري 6 ماه بعد و کمتر ميکرديم و از طرفه ديگه کيفيت کلاس هاي ايران کم نميشد. کاش همگي (اول از همه خود من) یاد ميگرفتيم که منافع شخصي رو تو منافع گروه پيدا ميکرديم
القصه اين که ابتدا از تمامي زحماتي که تا به حال کشيدين متشکرم و ثانيا اينکه مشکلات ذکر شده رو دوستان به عناوين مختلف به اين آقاي نماينده توضيح دادن ولي متاسفانه خانمه ما از اين انتقادات به دور بوده پس خانم محترم نماينده و رييس! اينجا به خدا جاي رياست نيست که اگر بود و مسلما روساي بهتري وجود داشت. انسانهاي ديگر هم احتمالا ميفهمن و داراي درک و شعور هستن. پس اگر تا حالا چيزي به شما نگفتن از سر ترس يا نفهمي نيست, تنها به خاطر احترامي بوده که براي شما قائل بودن. سفر به شما خوش بگذره, فقط لطفا از طرفه بچه هايي که در تهران هستن با کسي خود خواسته صحبتي نکنيد و تصميمي نگيريد
يا هو

6 Comments:
سلام ابتدا از مهدی بخاطر ایجاد همچین فضایی برای اینکه دوستان بتونن نقطه نظراتشونو بگن و اگر انتقادی دارن مطرح کنن ممنونم
اما در خصوص مطالبی که این دوستمون نوشته لازم دونستم یه توضیحاتی بدم
ببین عزیز جان نه من نه معصومه از ابتدا دنبال رئیس بازی و این توهماتی که شما در سر داری نبودیم اگر خوب و منصفانه نگاه کنی میبینی که هیچ سودی در این کار نبوده و صرفا برای این بوده که کار مثبتی در حد توان انجام داده باشیم
در اکثر موارد سعی کردیم با جمعی از دوستان جلساتی بزاریم و مشورت کنیم مواردی هم بوده که بدلیل زیغ وقت فرصت مشورت جمعی نبوده و خود تصمیم گیری کردیم
که ممکن است در بعضی مواقع تصمیمات صحیح نبوده باشه
شاید شما می توانید همواره بدون نقص باشید؟!
سازمانی که مطرح شد در سطح ابتدایی برای رفع نیازهای اولیه ما بود که خدا رو شکر مشکلی نداشتیمم منکر این نیستم که شاید نحوه کار اشتباه بوده ولی کسی به زور به گروهی وارد نشد
راستی بد نیست در کنار هزاران نکته منفی که ذهنت و مشغول کرده چند تا مثبت هم داشته باشی یاداوری کنم کاری که دوره ما سر مارکتینگ کرد و انهمه وقت انرژی که صرف شد هیچ دوره ای انجام نداده بود یادت نره این وقت و انرژی زمانی گذاشته شد که شما در اتاق خود مشغول درس خواندن بودی !
تنها در این کوهورت با اصرار و پیگیریه جمعی از دوستان توانستیم یک روز بیشتر وینود کومار رو در ایران نگه داریم جلسهای که با دکتر نجم گذاشتیم و جمعی از دوستان امدند بی تاثیر نبود شما هم بودی؟؟
همه بدیهارو خوب خوب یادت ولی دریغ متاسفم
متاسفم که از ان تراژدیه دریا که هر وقت بهش فکر می کنم تنم میلرزه فقط جمله غریق نجات بادت مونده
دوست خوب یکم انصاف داشته باش من و معصومه کارمند سازمان قشم نیستیم نه غلام و نوکر جنابعالی هر چه در توان داشتیم انجام دادیم و قضاوتم با خدا
در مورد گروهبندی کومار بارها گفتم شاید نحوه اجرا اشتباه بوده باشه و از همینجا از دوستانی که به این خاطر اذیت شدن صمیمانه عذر خواهی میکنم اما گفته بودم این کار به واسطه نامه اوما بوده که اگر بخواهی برات میفرستم تا این فکر انقدر ازردت نکنه و بفهمی که ادم راستگو هم هست و همه را دروغگو نپنداری
اما در خصوص تاریخ امتحان درس رفتار سازمانی درس ما قبل از عید تموم شد و بعد از عید باید به قشم میرفتیم و امتحان هم میبایست قبل از سفر به قشم برگزار میشد حالا شما بفرمایید کی باید امتحا ن برگزار میشد؟
اما کلام اخر
دوست خوب این دوره با تمام خوبیهاش(اگر در نظرت چیزی هست)و بدیهاش تمام خواهد شد و دوستیهای ان می تواند تا ابد بماند پس خرابش نکن اگر هم فکر می کنی تو بی نقصی و در صورت اینکه نماینده میشدی همه چیز بر وفق مراد همه بوده بسم الله این 9 ماه تو ریاست کن!!
یحیی قرشی
INO KASH DOROSHT TAR MINEVESHTI :پس اگر تا حالا چيزي به شما نگفتن از سر ترس يا نفهمي نيست, تنها به خاطر احترامي بوده که براي شما قائل بودن. سفر به شما خوش بگذره, فقط لطفا از طرفه بچه هايي که در تهران هستن با کسي خود خواسته صحبتي نکنيد و تصميمي نگيري
VALLA dar aksare mavared kara ba kasi mashverat nemishod . yaani too hamash zighe vaght dashtin ?:) shomaha bayad harfe bacheha ro mizadin na khodetoono. dar aksaresham tasmimat movafeghe nazare bacheha naboode .omidvaram dochare khosh bini nashode bashin .
Hello Ostad, I'm ...... the representative of these people, please talk to me, coordinate with me, I will decide about everything in a moment. Be comfort during these…
--> Natije Akhlaghi: Ajab crediti kasb shod…
rast mige ajab criditi kasb shod :)) akharesh doa kon boors beshi beri chon hameye karat oonvaght bi fayde boode . doreye 7 ro shenidam be khatere e'etebare in 2 nafar mikhan bar gozar bokonan .
برای همه دوستان متاسفام که زودتر تو دهنی زدن رو یاد نگرفتیم...اما امیدوارم بعد از این دیگه ... شن!
Post a Comment
<< Home