توهين لازم نيست
سلام
اگه وقت کردي اين چند تا حرفو بخون
يحيي جان اصلا نيازي به عصبانيت و عربده کشي نيست. حرمت شکني هم لازم نداره که اگر نيازي به حرمت شکني باشه خيلي راحت تر مي توني به جاي نوشتن گوشي تلفنو برداري و به شماره من که خودت داري زنگ بزني و هر چي دوست داشتي بگي. ولي متاسفانه لحن و جملاتي که به کار بردي اصلا نه در شان تو و نه من و نه هر آدم تحصيل کرده اي نيست و هميشه اينو در نظر بگير که پرده دري و توهين کردن خيلي راحت تر از محترمانه صحبت کردنه. پس يک لحظه تحمل کن تا با هم يکي يکي بريم جلو.
هر انساني جايز الخطاست و اصولا انتقاد تاييد کننده اين مطلبه. انتقادهاي که من کردم نه به خاطر خصومت شخصي بلکه فقط جهت بيان برداشتي هستش که من و برخي از دوستان از عملکرده تو و به خصوص خانم شعباني به عنوان شخص نماينده در اين چند ماه داشتم گفته شده. پس لطفا سعي کن در مقام نماينده تحمل شنيدن انتقادات رو داشته باشي.
آدمه زنده وکيل وصي نميخواد و فکر نکنم شما هم وکيل قانوني خانم شعباني باشي پس اجازه بده اين دفعه خود خانم شعباني به مسايل خودش جواب بده و لازم نيست سنگ ايشونو به سينه بزني. لطفا سعي کن روابط شخصي رو از اين قسمت جدا کني.
لازم نيست به من گوشزد کني که ديکته ننوشته غلط نداره. مسلما هر کس ديگه اي جاي شما دو نفر بود هم به نتايج مثبت و منفي ميرسيد همانطور که شما رسيديد. اگر توجه داشتي باشي من بارها از زحماتي که کشيديد تشکر کردم و حتي در نوشته "درددل" هم اگر دقت ميکردي باز تشکر کردم. اصلا هم اشکالي نداره که در اين مسئوليت اشتباهي انجام شده. مشکل از اينجا شروع ميشه که اين اشتباهات نه سهوي بلکه به عقيده بعضي از دوستان از سر اعمال قدرت و جستجوي منافع شخصي به وجود اومده. اعمال رياست هم اگر به نظر جنابعالي يک توهمه , پس بايد بهت بگم که دوستان زيادي متوهم هستن. قصه ما شده قصه اون بابايي که داشت تو اوتوبان يک طرفه مي اومد بعد فکر ميکرد که بقيه دارن يک طرفه ميان. اما من خيلي خوشحال ميشم که بفهمم اين يک توهمه.
در مورد گروه بندي اوما اگر بر فرض که ايشون اين در خواستو از شما کرده بود, شما خيلي راحت ميتونستين بگين که اين کارو خود دوستان بلدند انجام بدن و اصلا نيازي به زحمت شما نيست. البته باز لازم به ذکر اين نکته هست که چرا يک دفعه اوما در اين کوهورت به ياد اين قضيه افتاد.
يحي جان اصولا ارزيابي هر عملي موکول به نتيجه اون عمل ميشه. اگر شما با مشقت زياد (که البته بعيد مي دونم مشقت زيادي متحمل شده باشين که در اين صورت از شما تشکر ميکنم) موفق به ديدار با آقاي نجمي شدين, اين ديدار چه نتيجه اي به حال کوهورت داشت؟ دوستان به چه منفعتي رسيدند؟ آيا در کيفيت آموزشي تاثيري داشت؟ آيا اين ديدار در تغيير رويه آقاي خوانساري موثر بود؟
آيا انتخاب تاريخ امتحان "او بي" در مقابل کارهاي مثبتي که انجام داديد اصلا ارزش بحث نداره. ولي رفتاري که شما در دفاع از آقاي خوانساري ( که به نظر من دفاع نا حقي بود) انجام داديد محل سوال داره. شما نماينده بچه ها هستيد يا آقاي خوانساري؟ که اگر نماينده بچه ها هستيد اين چه دفاع نا معقوليه که از خوانساري ميکنيد؟ بذار يک مطلبي رو بهت بگم که شايد محل سو تفاهمه:
آيا انتخاب تاريخ امتحان "او بي" در مقابل کارهاي مثبتي که انجام داديد اصلا ارزش بحث نداره. ولي رفتاري که شما در دفاع از آقاي خوانساري ( که به نظر من دفاع نا حقي بود) انجام داديد محل سوال داره. شما نماينده بچه ها هستيد يا آقاي خوانساري؟ که اگر نماينده بچه ها هستيد اين چه دفاع نا معقوليه که از خوانساري ميکنيد؟ بذار يک مطلبي رو بهت بگم که شايد محل سو تفاهمه:
زماني که شما مشغول تعيين زمان امتحان بوديد من به همراه يکي ديگه از دوستان به خانم شعباني پيشنهاد داديم که امتحان قبل از عيد برگزار شه. ولي ايشون در جواب گفتن که :" من ميخوام در عيد درس بخونم". به اين مساله توجه کن که ايشون تنها يک نفره و تنها با يک حق راي بنا بر اين استفاده از نام نمايندگي جهت اعمال خواسته شخصي مجاز نيست. اين پيشنهاد خارج از درست بودن يا نبودن ميتونست در کلاس به راي گيري گذاشته بشه و در صورت راي نياوردن من خاضعانه به خواسته جمع احترام ميذاشتم.
آقاي قريشي عزيز! شما نه نوکر من هستيد, نه غلام من هستيد و نه استخدام منطقه آزاد قشم. شما نماينده اين کوهورت بوديد و فکر کنم کسي شما رو به زور نماينده نکرده بود. شما خودتون کانديد شديد و در اون زمان به فکر مسئوليت کار هم بايد مي بوديد. پس به خاطر کاري که خودتون کانديد شديد سعي کنيد منتي بر سر راي دهندگان نگذاريد که اگر زحمت کار, شما رو به سمت منت گذاشتن بر ديگران هدايت ميکرد به راحتي مي تونستيد استعفا بديد که شواهد و قراين خلاف اين مطلب رو نشون ميداد. پس اگر من در زمان سعي شما براي عزل استاد مارکتينگ( که باز از شما به خاطر اين عمل تشکر ميکنم) در اتاق مشغول درس خوندن بودم اشتباهي مرتکب نشدم همانطور که بقيه دوستان هم که در اتاقشان مشغول درس خوندن بودند اشتباهي مرتک نشدند چرا که به من و آنها مسئوليتي داده نشده بود.
دوست عزيز! اصلا فکر نکن که فقط بدي هاي اين کوهورت ذهن منو مشغول کرده که اگر به خاطر خوبيهاش دلم نمي سوخت زحمت اين چند تا کلمه نوشتن و انتقاد کردن و دشمن تراشيدن براي خودم رو به خودم نميدادم.
عزيز جان! من براي دوستيمون بيشتر از اينها ارزش قايل هستم که به خاطر همين ارزش چندين بار به صورت حضوري مشکلات رو بيان کردم. اگر هم دقت ميکردي بيشتر صحبت من با خانم نماينده بود چون ديگه خيلي داره تند ميره. حداقل من و تو نشون داديم که در مواقع اضطراري خطر هم ميکنيم. تمامي اون صحنه ها هم يادمه, جمله اون بنده خدا رو هم به خاطره طنز تلخي که توش بود گفتم.
يحيي عزيز! لطفا رياست رو پيشکش نکن که به خدا اينجا جاي رياست نيست : چه دانسته چه ندانسته
يا هو

2 Comments:
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن
سلام
دوست خوب ایا استفاده از واژه هایی که من در متن خویشن به کار بردم توهین است ایا در ادبیات شما "دوست خوب و عزیز من" توهین است و کلماتی مثل احمق و...ستایش. یه نگاهی به کامنتها بنداز تا ببینی کس یا کسانی که با تو هم عقیدن به چه شکل حرمت و نگه میدارن و پرده دری نمیکنند، قضاوت با دیگران....
نیک می دونی که از ابتدای دوره انتقاد کم نداشتیم به یاد ندارم عکس العملی تند انجام داده باشم حتی در مواردی که بهم توهین شد که خوب به یاد داری، ازش گذشتم
همواره از "خود و برخی از دوستان سخن می گویی" ولی باورت میشه من نمی دونم واقعا این دوستان کین ! چرا از پشت پرده سخن می گن چرا نمی ان رو در رو حرف بزنن ایا کسانی که مجهوالهویت فقط فحاشی میکنن دوستان شمان! امیدوارم اینطور نباشه
بزار احترام و در ادبیات خودم معنا کنم احترام نه اینه که روی خوش به دوستت نشون بدی پشتتش هر چی ار دهنت در میاد بگی اگر واقعا این احساس در دوستان هست که ما داریم شخصی عمل میکنیم ، خوب یه مرد پیدا بشه یه نامه از طرف بچه ها جمع کنه بگه افا شرلیط اینه ، منم به دید منت مخلص همم هستم، ولی کو..
اما در خصوص وکالت، بنده نه وکیل کسی هستم نه وکالت بلدم ، اگر خوب دقت کنی خواهی دید که به بندهایی از فرمایش شما جواب دادم که به گروه نمایندگی بر میگشت نه به شخص و باز دقت کن و ببین که در خصوص پاراگراف کانادا هیچ نکفتم چون به من ربطی نداشت
بعقیده شما و برخی از دوستان ما از سر اعمال قدرت و ریاست ( که به جدم قسم با این دو واژه بیگانم) تصمیماتی گرفتیم
بسم الله بفرمایید کی و کجا ؟ و این دوستان کی هستن؟ چه درصدی از کل کوهورت هستن؟
دوست من در مورد گروه بندی که میبینم هنوز شک داری و باز از کلمه به فرض استفاده میکنی یک سوال ازت دارم یادت بیار دوستیو که سر همین گروه بندی گریه کرد در درس علم مدیریت و جمعی از دوستان نزدیک من مجبور شدن با فداکاری ایشون رو در گروه خودشون جا بدن !
اما در خصوص منفعت دیدار با اقای دکتر نجم
بلافاصله بعد از پایان جلسه ایشان با تهران تماس گرفتن و متذکر موضوع کم شدن روزهای تدریس به موسسه شدن و با پیگیریهای بعدی بود که وینود مجبور شد یک روز بیشتر بماند
هر جلسه ای که در شریف برگزار میشه با ما تماس میگیرند و دعوت میکنند
حا ضر شدن خود درس مارکتینگ مارو به عهده بگیردند
....
اگر تاریخ ob ارزش بحث نداره ! چرا یه چیزه بی ارزش و مطرح میکنی و ان را به عنوان نکته ای منفی لحاظ میکنی
بله هر یک از ما فقط یک رای داریم حتی به عنوان نماینده ، شما و دوستانی که به عقیده شما کم هم نیستید اگر با تاریخ امتحان مشکل داشتید یکی بلند میشد میگفت اقا رای گیری کنیم، چون ما چند نفر مشکل داریم . این کا رو کردین؟
در خصوص مسئولیت
بله بنده مسئولم چون خود خواستم نه منتی بر سر کسی است و نه توقعی. اما کسی که مسئولیت داره اختیار هم داره پس این اختیار با ما بوده در شرایط خاص تصمیم بگیریم و حتی اشتباه کنیم.
خوشحالم که خوبیها رو هم میبینی اما متاسفم که به عنوان کسی که دلسوز هستی( به گفته خودت ) در سخنانت هیچ ار خوبیها نگفتی و چه بسا بدیهایی حتی کوچک ر ومطرح کردی( امتحان ob)
دوست من،ریاستی و پیشکش میکنم که تو ازش دم میزنی .لذتی که در خدمت اجتماعی هست در هیچ چیز نیست واژه ریاست با امرو نهی ، تکبر،..اجینه ایا من اینگونه بودم؟
از دوستانی یا دوستی که در کامنت هاشون من و مورد لطف قرار دادن ممنونم شاید منم جایی چنین توهین کردم و خود بیخبرم!
یحیی
ما که عربده کشی ندیدیم اینجا یحیی بکنه متنشم به کسی توهین نکرده بود
Post a Comment
<< Home