شايد حرف آخر
قريشي عزيز! فکر کنم هر کس مسئول اخلاق و رفتار خودش باشد و به ياد ندارم که من به کسي و از جمله به شما در اين کوهورت فحاشي و يا اهانتي کرده باشم. بنابر اين مسئول فحاشي ديگران به شما نيستم. دوستاني که من از آنها ياد ميکنم کاملا براي شما شناخته شده هستند و البته از دوستان خود شما هم محسوب مي شوند. در ثاني کساني که من از نظراتشون استفاده کردم نه تنها اهل فحاشي و اهانت نيستند بلکه در همون کلاسي که من و شما در اون درس ميخونيم به اخلاق و کردار خوب معروفند که تا به حال چندين بار شخص بنده از زبان جنابعالي تعريف اين افراد رو شنيدم. پس اگر کساني به شما اهانت و فحاشي کردند به رابطه شما با اين اشخاص بر ميگرده. نوع جوابگويي شما به انتقادات به گونه اي بوده (نمونه اش را در نامه اول ميشه مشاهده کرد) که باعث اين نوع برخورد و رفتار با شما شده. که البته من هيچ وقت به شخصه نه تنها تاييد کننده فحاشي و اهانت نبوده و نيستم بلکه اين کار و بسيار زشت و ناپسند مي دونم. در مورد صحبت هايي که پشت سر شما ميشود هم بي تقصيرم و باز هم اين مورد رو با رابطه شخصي شما با ديگران بي ارتباط نميدونم.
در مورد نامه ای که نوشتي. چندين بار به صورت حضوري مشکلات و نحوه برخورد اعلام شد. علت ننوشتن نامه عدم وجود مرد در اين کوهورت نيست که البته زن ها هم صد البته توانايي نامه نگاري چه بسا بسيار بيشتر از من و شما دارند. علت ,عدم احساس نياز به نامه نگاري بعد از جلسات حضوري بود که فکر کنم از لحاظ شما هم امري طبيعي و معقول باشد مگر آنکه يا گوينده از بيان مطالب به صورت شفاهي عاجز بوده و يا شما تنها از راه نوشتاري متوجه مطلب مي شويد.
به گمانم در انتقاد کردن اصلا لازم نيست که ناراحت شدن و يا نشدن فرد مسئول مورد توجه قرار بگيره که مسلما هر انتقادي به احتمال قريب به يقين باعث دلخوري افرادي خواهد شد.
فکر کنم يا حافظه ات دچار مشکل شده و يا قصد به ياد آوري مطالب رو نداري و يا هر چه دوست داري به ياد مي آوري. من و بسياري از دوستان بارها همانطور که در گفتار پيشين اشاره کردم به صورت کاملا مستقيم و دوستانه به بيان مشکلات پرداختيم ولي مثل اينکه اين گوش تنها براي بعضي از پسرها و دخترها شنواست و بقيه به در بسته ميخورد.
نتيجه اين انتقاد پذيري چي شد؟ آيا شما به بيان اشتباهي (که خود شما در متن اشاره کرديد) که انجام گرفته (مخصوصا خانم شعباني) پرداختيد و يا تا همين الان به دفاع جانانه از عملکرد خود مشغول هستيد؟ آيا بيان اين جمله که : " به ياد بيار دوستي رو که در همين گروه بندي در علم مديريت..." بیان کننده دفاع شما از ذهنيت عملکرد مثبت در اين قضيه نيست؟
لطفا سعي کن هر آنچه را که باب دل خودتون هست از جملات برداشت نکنيد. فکر کنم چندين بار اعلام کردم که اشتباه کردن نه تنها مهم نيست بلکه امري اجتناب ناپذير است ولي باز شما اين مساله رو گوشزد کردي.
بازهم تاکيد ميکنم که لطفا هر آنچه دلت ميخواهد رو از جملات نخون و سفسطه نکن. در مورد امتحان (او بي) اصلا منظور من نه تاريخ امتحان هست , نه نحوه امتحان که احتمال قريب به يقين در صورت راي گيري, نظر من پذيرفته نمي شد. تنها مساله به نحوه برخورد مربوط ميشه. مثل اينکه اون قسمت رو جا انداختي که به خانم نماينده اين مطلب اعلام شد ولي با واکنش جالبي مواجه شد.البته دفاع شما از آقاي خوانساري در اين قسمت بر کسي پوشيده نيست.
احساس ميکنم ادامه پاسخ گويي به مطالب به نوعي ايجاد کننده شائبه لج بازي بچه گانه بين دو معترض است. (البته اگر عدم پاسخ دهي رو به حساب ترس يا توجيه شدن يا نيافتن پاسخ ... نگذاري) بنابر اين اجازه بده حرف آخر رو بزنم:
نمايندگاني انتخاب شدند و کارهايي صورت گرفت. برخي بسيار درست و به جا و برخي اشتباه که نفس هر کاري هست. مشکل از جايي ناشي ميشه (براي بار صدم) که نحوه برخورد جنابعالي و همکار محترمتان با قضايا و انتقادات و جوابگويي به نظرات حداقل براي شخص من بيان کننده حس قدرت طلبي و رياست در شما بود که البته در مورد شخص شما فکر ميکنم تا حد زيادي سهوي بوده باشد. بالاخره انتقاداتي وجود داشت و پاسخ هايي از جانب تنها شخص شما دريافت شد (که البته فکر کنم بعضي از جملات پاسخ ها خارج از شان شما و من بود). بهتره که شما و من قضاوت رو به بچه ها واگذار کنيم که البته شعور جمعي بهتر از شعور فردي و يا دو نفري کار ميکند. البته لازم به ذکره که من از نظر خودم حرف آخر و زدم پس اگر کسان ديگر اعتراضي دارند به شما و ايشان بر ميگرده رفيق. اميدوارم اين بحث و جدل باعث روشن شدن مواردي شده باشه.
حتم دارم که در کانادا و دانشگاه کارلتون اينترنت ميشه پيدا کرد. پس اميدوارم از مطالب مطرح شده و انتقاداتي که از شخص جنابعالي شده آگاهي داشته باشيد و اين دفعه شخصا پاسخ مناسبي براي آن پيدا کنيد.اما به عنوان يک برادر کوچک تر به شما توصيه ميکنم که در پست بعدي که از جانب يک گروه دريافت کرديد سلايق و اميال شخصي رو در تصميم گيريها وارد نکنيد و از اين عنوان جهت رسيدن به اميال شخصي استفاده نکنيد که شايد افراد ديگر به صورت ديگري برخورد کنند. خواهشا از جانب کل افرادي که در تهران هستند مطلبي رو در کانادا نمايندگي نکنيد (چرا که من هم شامل اين کل هستم) که در بين اين دوستان حتما کساني پيدا ميشوند که توانايي صحبت کردن (چه به فارسي و چه انگليسي) و نوشتن (دوباره به هر دو زبان) رو دارا باشند.
يا هو
بابک خرازي
در مورد نامه ای که نوشتي. چندين بار به صورت حضوري مشکلات و نحوه برخورد اعلام شد. علت ننوشتن نامه عدم وجود مرد در اين کوهورت نيست که البته زن ها هم صد البته توانايي نامه نگاري چه بسا بسيار بيشتر از من و شما دارند. علت ,عدم احساس نياز به نامه نگاري بعد از جلسات حضوري بود که فکر کنم از لحاظ شما هم امري طبيعي و معقول باشد مگر آنکه يا گوينده از بيان مطالب به صورت شفاهي عاجز بوده و يا شما تنها از راه نوشتاري متوجه مطلب مي شويد.
ممنون از اينکه نمونه اي از انتقاد سازنده رو جهت آموزش بنده آورده اي. اما ذکر چند نکته درباره اين انتقاد سازنده لازمه
به گمانم در انتقاد کردن اصلا لازم نيست که ناراحت شدن و يا نشدن فرد مسئول مورد توجه قرار بگيره که مسلما هر انتقادي به احتمال قريب به يقين باعث دلخوري افرادي خواهد شد.
فکر کنم يا حافظه ات دچار مشکل شده و يا قصد به ياد آوري مطالب رو نداري و يا هر چه دوست داري به ياد مي آوري. من و بسياري از دوستان بارها همانطور که در گفتار پيشين اشاره کردم به صورت کاملا مستقيم و دوستانه به بيان مشکلات پرداختيم ولي مثل اينکه اين گوش تنها براي بعضي از پسرها و دخترها شنواست و بقيه به در بسته ميخورد.
نتيجه اين انتقاد پذيري چي شد؟ آيا شما به بيان اشتباهي (که خود شما در متن اشاره کرديد) که انجام گرفته (مخصوصا خانم شعباني) پرداختيد و يا تا همين الان به دفاع جانانه از عملکرد خود مشغول هستيد؟ آيا بيان اين جمله که : " به ياد بيار دوستي رو که در همين گروه بندي در علم مديريت..." بیان کننده دفاع شما از ذهنيت عملکرد مثبت در اين قضيه نيست؟
لطفا سعي کن هر آنچه را که باب دل خودتون هست از جملات برداشت نکنيد. فکر کنم چندين بار اعلام کردم که اشتباه کردن نه تنها مهم نيست بلکه امري اجتناب ناپذير است ولي باز شما اين مساله رو گوشزد کردي.
بازهم تاکيد ميکنم که لطفا هر آنچه دلت ميخواهد رو از جملات نخون و سفسطه نکن. در مورد امتحان (او بي) اصلا منظور من نه تاريخ امتحان هست , نه نحوه امتحان که احتمال قريب به يقين در صورت راي گيري, نظر من پذيرفته نمي شد. تنها مساله به نحوه برخورد مربوط ميشه. مثل اينکه اون قسمت رو جا انداختي که به خانم نماينده اين مطلب اعلام شد ولي با واکنش جالبي مواجه شد.البته دفاع شما از آقاي خوانساري در اين قسمت بر کسي پوشيده نيست.
احساس ميکنم ادامه پاسخ گويي به مطالب به نوعي ايجاد کننده شائبه لج بازي بچه گانه بين دو معترض است. (البته اگر عدم پاسخ دهي رو به حساب ترس يا توجيه شدن يا نيافتن پاسخ ... نگذاري) بنابر اين اجازه بده حرف آخر رو بزنم:
نمايندگاني انتخاب شدند و کارهايي صورت گرفت. برخي بسيار درست و به جا و برخي اشتباه که نفس هر کاري هست. مشکل از جايي ناشي ميشه (براي بار صدم) که نحوه برخورد جنابعالي و همکار محترمتان با قضايا و انتقادات و جوابگويي به نظرات حداقل براي شخص من بيان کننده حس قدرت طلبي و رياست در شما بود که البته در مورد شخص شما فکر ميکنم تا حد زيادي سهوي بوده باشد. بالاخره انتقاداتي وجود داشت و پاسخ هايي از جانب تنها شخص شما دريافت شد (که البته فکر کنم بعضي از جملات پاسخ ها خارج از شان شما و من بود). بهتره که شما و من قضاوت رو به بچه ها واگذار کنيم که البته شعور جمعي بهتر از شعور فردي و يا دو نفري کار ميکند. البته لازم به ذکره که من از نظر خودم حرف آخر و زدم پس اگر کسان ديگر اعتراضي دارند به شما و ايشان بر ميگرده رفيق. اميدوارم اين بحث و جدل باعث روشن شدن مواردي شده باشه.
و اما خانم شعباني عزيز!س
حتم دارم که در کانادا و دانشگاه کارلتون اينترنت ميشه پيدا کرد. پس اميدوارم از مطالب مطرح شده و انتقاداتي که از شخص جنابعالي شده آگاهي داشته باشيد و اين دفعه شخصا پاسخ مناسبي براي آن پيدا کنيد.اما به عنوان يک برادر کوچک تر به شما توصيه ميکنم که در پست بعدي که از جانب يک گروه دريافت کرديد سلايق و اميال شخصي رو در تصميم گيريها وارد نکنيد و از اين عنوان جهت رسيدن به اميال شخصي استفاده نکنيد که شايد افراد ديگر به صورت ديگري برخورد کنند. خواهشا از جانب کل افرادي که در تهران هستند مطلبي رو در کانادا نمايندگي نکنيد (چرا که من هم شامل اين کل هستم) که در بين اين دوستان حتما کساني پيدا ميشوند که توانايي صحبت کردن (چه به فارسي و چه انگليسي) و نوشتن (دوباره به هر دو زبان) رو دارا باشند.
يا هو
بابک خرازي

8 Comments:
بابک جان با درود فراوان به تو دوست عزیز که با بیانی شیوا حق مطلب رو ادا کردی.من هم به عنوان دوست کوچک تو مهر تایید میزنم به نوشته هایت و امیدوارم که صحبتهای ارزشمند تو بتونه ذره ای از مشکلات این دوره رو حل بکند و عده ای رو از خواب غفلت بیدار
خدا قوت برادر
ridi :))
بابا یحیی یه چیز دیگه میگه شما یه چیز دیگه جوابشو میدین همه چی به هم ریخته
سلام بابک
ممنونم که نوشته تو امضا داشت...امیداوارم بقیه هم یاد بگیرن...نظراتت همه خوب و درست بودن و من کاملاً با تو موافقم، دیگه دوست ندارم کسی از طرف من حرف بزنه یا تصمیم بگیره...
kamelan ba nazare babak movafegh hastam va delam nemikhad kasi be jaye man harf bezane ya tasmim begire.
khanoome shabani va aghaye ghoreshi age in harfe man ro hamle ba bi ehterami be khodetoon nemidoonid, azatoon khahesh mikonam kenar bekeshin. be khoda be nafe khodetoone. age mitoonestin ta hala kari anjam dade boodin. agha va khanoom e mohtaram be nazare man shoma ha 20,000,000 pooletoon ro be hadar dadin chon hichkodoom e az shoma aslan chizi be esme modiriyat ro balad nistin. baraye shoma vaghean moteasefam.
Man kamelan ba harfhaye babak movafegh hastam.
moteásefane kheili dir in matlab ro khunam.
mrci babak jan.kamelan hameye harfat be ja hast va man kamelan bahash movafegham.
Post a Comment
<< Home