آزادي خريدنيست؟
اپيزود 1:
يادم مي آد چند سال پيش داشتم اخبار نگاه ميكردم. بعد از تموم شدن قسمت هاي آبونه اخبار كه معمولا شامل اخباري در مورد افول آمريكا و پيشرفت بدون وقفه ايران هست, يك خبر كوتاه ولي وحشتناك كه تا ته وجود آدمو مي سوزونه پخش شد:
20 كودك دبستاني (كه مي تونست برادر و خواهر كوچكتر ما باشند) در روستايي در كردستان (اگه اشتباه نكنم) به علت آتش گرفتن مدرسه به همراه معلم مدرسه زنده زنده در آتش سوختند.
از فردا هر چي تو روزنامه و تلويزيون گشتم كه ببينم علت اين فاجعه چيه و چه كسي مسئول اين فاجعه است فقط كاشف به عمل اومد علت, خرابي بخاري بوده و مسئولي براي اين قضيه وجود نداره. قضيه هم بعد از يك هفته با چند تا تبريك و تسليت تموم شد و آب از آب تكون نخورد.
اپيزود 2:
يك مدتي كه شهرداري اين ديار غربت اقدام به نصب يك سري دكمه هاي اضافي در سر چراغهاي راهنماي عابر پياده كرده كه جهت رد شدن از خيابان نياز به يك ضربه آرام به اين دكمه هاي كذايي هست. اين دكمه هاي مفلوك به سوژه داغ برنامه هاي تلويزيوني پر هاي و هوي اين مردمان تبديل شده كه "چرا دولت پول ماليات دهندگان روصرف يك همچين كار بيهوده اي كرده؟" و جالبتر اينه مسئولين در همين رسانه ها شروع به پاسخ گويي ميكنن صرفنظر از مفيد بودن يا نبودن اين سيستم جديد ,كه به نظر من سيستم مسخره اي , مساله قابل توجه " اعتراض رسانه هاي گروهي اين ديار به اين اقدام دولت و علت جويي از مقامات بالا و الزام دولت به پاسخ گو بودن در اين زمينه است"
اما چرا در كشوري كه مردمانش ادعاي تمدني 2500 ساله را دارن , جزغاله شدن 20 انسان هيچ مسئولي رو وادار به پاسخ گويي نمي كنه ولي در كشوري با اين تنوع فرهنگي و با تاريخي 300 ساله نصب يك سيستم اضافي كه اگه سودي نداشته باشه لااقل ضرري براي جان هيچ ابوالبشري نداره , مسئولين رو به اين هول و هوا براي جواب دادن به مردم ميندازه؟؟
دوستاني كه مدتي در اين ديار غربت زندگي كرده اند همگي با يك واژه آشنا هستند : ماليات. ماليات از جمله مسائل روزمره اينجاست. ماليات هم بر مصرف پوله و هم بر توليد پول. تمامي در آمد دولت بر پايه ماليات . دولت اينجا تنها داور. داوري در بازي اقتصادي بنگاه هاي اقتصادي كه ما به نام بخش خصوصي ميشناسيم. داوري كه مزدش توسط بازيگران پرداخت ميشه. داوري كه بدون اين پول ارتزاق نميتونه بكنه. داوري كه هر چه بازيگران پولدارتر شوند مزدش بيشتر ميشه.
اما در ديار ما ناف دولت در چاه هاي نفت و پول بادآوردست. تو ديار ما دولت تنها داور نيست بازيگر هم هست. بازيگري بزرگ كه به بنگاه هاي اقتصادي مزد ميده. بازيگري بزرگ كه تاب تحمل بزرگ شدن بازيگران كوچك تره نداره. ماليات در ديار ما واژه اي نامانوسه. ماليات در مصرف پول ابدا در فكر ها نمي گنجه. هر كس بتونه در بازي ماليات تقلب ميكنه بدون اينكه داوري جلوي اونو بگيره. دولت بازيگري كه نيازي به مزد بازي نداره خوب پولذار شدن بازيگرا براش خطرناك ميشه. ميترسه بازي يك طرفه رو ببازه.
قانوني صريح و نانوشته در اقتصاد و اجتماع وجود داره كه مي گه: " هركس كه پول ميدهد قدرت دارد" .و اين قانون از جمله قانون هايي در علوم انساني است كه بدون هيچ اگر و امايي همواره درسته.
در اين ديار غربت مردم به دولت پول ميدن پس قدرت بازخواست دولتم دارن, پس حق آزاد بودن هم دارن, پس آزاديشونو ميخرن, پس دولت بايد رضايت اين مردمان رو جلب كنه تا بتونه پولشو بگيره, پس اگه يك سيستم اضافي رو چراغ هاي راهنمايي نصب كنه مردم قدرت و حق اينو دارن كه بپرسن چرا اين پول به اين صورت مصرف شده, پس دولت بايد جوابگو باشه وگرنه دفعه بعد پول به جيب رقيبش تو حزب ديگه ميره, پس رسانه هاي گروهي كه خود از بازيگرانند ميتونن نمايندگي افكار عمومي بقيه بازيگران كه همون مردمند داشته باشند.
اما در ديار ما دولت به مردم پول ميده. زندگي همه ما وابسته به پول نفتي كه دولت به مردم ميده. پس دولت قدرت داره. پس دولت ميتونه آزاديها رو محدود كنه چون دليلي نداره كه چيزه اضافه بده , پس كودكان ما زنده زنده در آتش ميسوزن بدون اينكه كسي از دولتيان نيازي به توضيح ولو يك معذرت خواهي خشك و خالي پيدا بكنن, پس روستايي در نيشاپور در عرض يك لحظه به علت تصادف دو قطار با همه ساكنين از صفحه روزگار محو ميشه ولي هيچ كس به روي خودش نمي آره, پس هواپيماهاي ما سقوط ميكنه ولي هميشه خلبان مقصره. پس رسانه هاي گروهي كه از پول اين دولت ارتزاق ميكنن ميشن نماينده دولت نه ملت, پس...
خدايش بيامرزد دكتر عظيمي رو كه مي گفت بايد ناف دولت رو از چا هاي نفت بريد. ميگفت بايد صندوقي باشه كه پول نفت بره اونجا و از اونجا نما يندگان اين مردم به دولت پول بدن. همون صندوقي كه الان به نام صندوق ذخيره ارزي شناخته ميشه ولي به قلك دولتيان و مجلسيان تبديل شده. خدايش بيامرزد.
يا هو
يادم مي آد چند سال پيش داشتم اخبار نگاه ميكردم. بعد از تموم شدن قسمت هاي آبونه اخبار كه معمولا شامل اخباري در مورد افول آمريكا و پيشرفت بدون وقفه ايران هست, يك خبر كوتاه ولي وحشتناك كه تا ته وجود آدمو مي سوزونه پخش شد:
20 كودك دبستاني (كه مي تونست برادر و خواهر كوچكتر ما باشند) در روستايي در كردستان (اگه اشتباه نكنم) به علت آتش گرفتن مدرسه به همراه معلم مدرسه زنده زنده در آتش سوختند.
از فردا هر چي تو روزنامه و تلويزيون گشتم كه ببينم علت اين فاجعه چيه و چه كسي مسئول اين فاجعه است فقط كاشف به عمل اومد علت, خرابي بخاري بوده و مسئولي براي اين قضيه وجود نداره. قضيه هم بعد از يك هفته با چند تا تبريك و تسليت تموم شد و آب از آب تكون نخورد.
اپيزود 2:
يك مدتي كه شهرداري اين ديار غربت اقدام به نصب يك سري دكمه هاي اضافي در سر چراغهاي راهنماي عابر پياده كرده كه جهت رد شدن از خيابان نياز به يك ضربه آرام به اين دكمه هاي كذايي هست. اين دكمه هاي مفلوك به سوژه داغ برنامه هاي تلويزيوني پر هاي و هوي اين مردمان تبديل شده كه "چرا دولت پول ماليات دهندگان روصرف يك همچين كار بيهوده اي كرده؟" و جالبتر اينه مسئولين در همين رسانه ها شروع به پاسخ گويي ميكنن صرفنظر از مفيد بودن يا نبودن اين سيستم جديد ,كه به نظر من سيستم مسخره اي , مساله قابل توجه " اعتراض رسانه هاي گروهي اين ديار به اين اقدام دولت و علت جويي از مقامات بالا و الزام دولت به پاسخ گو بودن در اين زمينه است"
اما چرا در كشوري كه مردمانش ادعاي تمدني 2500 ساله را دارن , جزغاله شدن 20 انسان هيچ مسئولي رو وادار به پاسخ گويي نمي كنه ولي در كشوري با اين تنوع فرهنگي و با تاريخي 300 ساله نصب يك سيستم اضافي كه اگه سودي نداشته باشه لااقل ضرري براي جان هيچ ابوالبشري نداره , مسئولين رو به اين هول و هوا براي جواب دادن به مردم ميندازه؟؟
دوستاني كه مدتي در اين ديار غربت زندگي كرده اند همگي با يك واژه آشنا هستند : ماليات. ماليات از جمله مسائل روزمره اينجاست. ماليات هم بر مصرف پوله و هم بر توليد پول. تمامي در آمد دولت بر پايه ماليات . دولت اينجا تنها داور. داوري در بازي اقتصادي بنگاه هاي اقتصادي كه ما به نام بخش خصوصي ميشناسيم. داوري كه مزدش توسط بازيگران پرداخت ميشه. داوري كه بدون اين پول ارتزاق نميتونه بكنه. داوري كه هر چه بازيگران پولدارتر شوند مزدش بيشتر ميشه.
اما در ديار ما ناف دولت در چاه هاي نفت و پول بادآوردست. تو ديار ما دولت تنها داور نيست بازيگر هم هست. بازيگري بزرگ كه به بنگاه هاي اقتصادي مزد ميده. بازيگري بزرگ كه تاب تحمل بزرگ شدن بازيگران كوچك تره نداره. ماليات در ديار ما واژه اي نامانوسه. ماليات در مصرف پول ابدا در فكر ها نمي گنجه. هر كس بتونه در بازي ماليات تقلب ميكنه بدون اينكه داوري جلوي اونو بگيره. دولت بازيگري كه نيازي به مزد بازي نداره خوب پولذار شدن بازيگرا براش خطرناك ميشه. ميترسه بازي يك طرفه رو ببازه.
قانوني صريح و نانوشته در اقتصاد و اجتماع وجود داره كه مي گه: " هركس كه پول ميدهد قدرت دارد" .و اين قانون از جمله قانون هايي در علوم انساني است كه بدون هيچ اگر و امايي همواره درسته.
در اين ديار غربت مردم به دولت پول ميدن پس قدرت بازخواست دولتم دارن, پس حق آزاد بودن هم دارن, پس آزاديشونو ميخرن, پس دولت بايد رضايت اين مردمان رو جلب كنه تا بتونه پولشو بگيره, پس اگه يك سيستم اضافي رو چراغ هاي راهنمايي نصب كنه مردم قدرت و حق اينو دارن كه بپرسن چرا اين پول به اين صورت مصرف شده, پس دولت بايد جوابگو باشه وگرنه دفعه بعد پول به جيب رقيبش تو حزب ديگه ميره, پس رسانه هاي گروهي كه خود از بازيگرانند ميتونن نمايندگي افكار عمومي بقيه بازيگران كه همون مردمند داشته باشند.
اما در ديار ما دولت به مردم پول ميده. زندگي همه ما وابسته به پول نفتي كه دولت به مردم ميده. پس دولت قدرت داره. پس دولت ميتونه آزاديها رو محدود كنه چون دليلي نداره كه چيزه اضافه بده , پس كودكان ما زنده زنده در آتش ميسوزن بدون اينكه كسي از دولتيان نيازي به توضيح ولو يك معذرت خواهي خشك و خالي پيدا بكنن, پس روستايي در نيشاپور در عرض يك لحظه به علت تصادف دو قطار با همه ساكنين از صفحه روزگار محو ميشه ولي هيچ كس به روي خودش نمي آره, پس هواپيماهاي ما سقوط ميكنه ولي هميشه خلبان مقصره. پس رسانه هاي گروهي كه از پول اين دولت ارتزاق ميكنن ميشن نماينده دولت نه ملت, پس...
خدايش بيامرزد دكتر عظيمي رو كه مي گفت بايد ناف دولت رو از چا هاي نفت بريد. ميگفت بايد صندوقي باشه كه پول نفت بره اونجا و از اونجا نما يندگان اين مردم به دولت پول بدن. همون صندوقي كه الان به نام صندوق ذخيره ارزي شناخته ميشه ولي به قلك دولتيان و مجلسيان تبديل شده. خدايش بيامرزد.
يا هو

0 Comments:
Post a Comment
<< Home