9/04/2009

وب لاگ نازنین من

وبلاگمون دلش گرفت بس که کسی چیزی توش ننوشت غصه دار شده بود آخه از اون همه خنده و شر و شور هیچی نموند بیچاره یه گوشه افتاد وصبر کرد تایکی حتی یه خط توش بنویسه و کسی چیزی ننوشت ولی من دوسش دارم چون خیلی از شادترین لحظات زندگیم رو توش گذروندم با جمع دوستانی که موافق یا مخالف توش می نوشتن دلم واسه همتون تنگ شده لعنتیا

آقا چه وبلاگی داشتیم

جوونی کجایی که یادت به خیر وب لاگمون تک بود خداییش اصلا رو دست نداشت زدن خرابش کردن ما هم هیچ کاری نکردیم و سکوت کردیم تا دوره گذشت الان یه سالی هست که دوره تمام شده از جمع هیچچی نمونده همه پخش و پلا در سرتاسر دنیا چقر خندیدیم و چقدر خوش گذشت من اینها رو فقط یادمه بقیه رو ولش کنین چیزهای خوبش رو بچسبین